السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

196

تفسير الميزان ( فارسي )

خلق شده بود ، كه در زمين زندگى كند ، و نيز در زمين بميرد ، و اگر خداى تعالى او را ( چند روزى ) در بهشت منزل داد ، براى اين بود كه امتحان خود را بدهند ، و در نتيجه آن نافرمانى عورتشان هويدا بگردد ، تا بعد از آن به زمين هبوط كنند . و نيز از سياق آيه سوره طه كه مىفرمايد : ( فَقُلْنا يا آدَمُ ) الخ ، و سوره اعراف كه مىفرمايد : ( وَيا آدَمُ اسْكُنْ ) الخ ، كه داستان بهشت را با داستان سجده ملائكه به صورت يك داستان و متصل بهم آورده ، و كوتاه سخن ، آنكه اين سياق به خوبى مىرساند كه منظور اصلى از خلقت آدم اين بوده كه در زمين سكونت كند ، چيزى كه هست راه زمينى شدن آدم همين بوده كه نخست در بهشت منزل گيرد ، و برتريش بر ملائكه ، و لياقتش براى خلافت اثبات شود ، و سپس ملائكه مامور به سجده براى او شوند ، و آن گاه در بهشت منزلش دهند ، و از نزديكى بان درخت نهيش كنند ، و او ( بتحريك شيطان ) از آن بخورد ، و در نتيجه عورتش و نيز از همسرش ظاهر گردد ، و در آخر به زمين هبوط كنند . و از اين ريخت و سياق به خوبى بر مىآيد : كه آخرين عامل و علتى كه باعث زمينى شدن آن دو شد ، همان مسئله ظاهر شدن عيب آن دو بود ، و عيب نامبرده هم به قرينه اى كه فرموده : ( بر آن شدند كه از برگهاى بهشت بر خود بپوشانند ) الخ ، همان عورت آن دو بوده ، و معلوم است كه اين دو عضو ، مظهر همه تمايلات حيوانى است چون مستلزم غذا خوردن ، و نمو نيز هستند . پس ابليس هم جز اين همى و هدفى نداشته ، كه ( بهر وسيله شده ) عيب آن دو را ظاهر سازد ، گو اينكه خلقت بشرى ، و زمينى آدم و همسرش ، تمام شده بود ، و بعد از آن خدا آن دو را داخل بهشت كرد ، ولى مدت زيادى در اين بين فاصله نشد ، و خلاصه آن قدر بان دو مهلت ندادند ، كه در همين زمين متوجه عيب خود شوند ، و نيز بسائر لوازم حياة دنيوى و احتياجات آن پى ببرند . بلكه بلا فاصله آن دو را داخل بهشت كردند ، و وقتى داخل كردند كه هنوز روح ملكوتى و ادراكى كه از عالم ارواح و فرشتگان داشتند ، بزندگى دنيا آلوده نشده بود ، بدليل اينكه فرمود : ( لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما ، تا ظاهر شود از آن دو آنچه پوشانده شده بود از آنان ) ، و نفرمود : ( ليبدى لهما ما كان ورى عنهما ، تا ظاهر شود از آن دو آنچه بر آن دو پوشيده بود ) ، پس معلوم مىشود ، پوشيدگى عيبهاى آن دو موقتى بوده ، و يك دفعه صورت گرفته ، چون در زندگى زمينى ممكن نيست براى مدتى طولانى اين عيب پوشيده بماند ، ( و جان كلام و آنچه از آيات نامبرده بر ميايد اينست كه وقتى خلقت آدم و حوا در زمين تمام شد ، بلا فاصله ، و قبل از اينكه متوجه شوند ، عيبهاشان پوشيده شده ، داخل بهشت شده‌اند ) . پس ظهور عيب در زندگى زمينى ، و بوسيله خوردن از آن درخت ، يكى از قضاهاى حتمى